از فریدون تا سلم و تور و ایرج

برجام نقض شده، تحریم ها تمدید شده،  تاسیسات هسته ای نابود شده،  کارخانه ها تعطیل شده، رکود تشدید شده، مسکن مهر تعطیل شده، بیکاری تشدید شده، برای بررسی فیشهای نجومی اقدامی نشده،  پول دو قران و دهشاهی معلمان  به صورت وام های هزار میلیارد تومانی به برخی خواص داده شده، قیمت دلار از چهار هزار تومان عبور کرده و ارزش پول ملی سقوط کرده،  دولت مسوولیت تصمیمات خود را نمی پذیره و در قبال خطاها عذرخواهی نمی کنه،از همه بدتر  نورچشمی ها از "فریدون گرفته تا سلم و تور و ایرج"  همه جا هستند، آن وقت آقای رییس جمهور و دولت تدبیر و امید، دنبال لیبرال بازی و "منشور حقوق شهروندی" که به معنی "در قانون  نور چشمی نداریم"  می باشد، میره. واقعا که!

لاییک بازی برای امثال خودش

تیپش رو که که تو آیینه نگاه می کنه، فکر می کنه "خودش" خیلی "وجود" داره، که موهای خوشگلش را این جوری درست کرده، که با همه جای خوشگلش،  به ماه میگه: "دیگه تو درنیا،  من هستم"، ولی یه نگاه  به اونی که همه جای خوشگلش از جمله موهاش رو خلق کرده نمی کنه، و برای امثال خودش، لاییک بازی درمیاره! 

واقعا که!

این ها یعنی فتنه گران، درعین حال که به خون رهبری نظام اسلامی تشنه هستند و هیچ اهمیتی برای افکار و آرمان های امام(ره) قائل نیستند، به پزشان هم، بشدت برمی خورد که بهشان بگویند ضد انقلاب یا ضد ولایت فقیه! واقعا که!

تو مسلمانی ات اشکال دارد!

این که می گویی: 

"من  به سیاست کار ندارم." 

"من دیگر سیاست را  گذاشتم کنار." 

"من همین که نمازم را بخوانم و اخلاقم را درست کنم برایم کافی است." 

" من دیگر نه پیرو ولایت فقیه هستم، نه ضد ولایت فقیه." 

"و...." 

فکر می کنی حرفت و کارت خیلی درسته؟ 

تو اگر مسلمانی، تو اگر اسلام را دین سیاسی می دانی، تو ااگر ولایت اهل بیت علیهم السلام را قبول داری، تو اگر به توصیه اهل بیت علیهم السلام اعتنا داری، تو اگر به ولایت فقها اعتقاد داری و....  

چطور می توانی بگویی: 

 "من  به سیاست کار ندارم." 

"من دیگر سیاست را  گذاشتم کنار." 

 "من همین که نمازم را بخوانم و اخلاقم را درست کنم برایم کافی است." 

" من دیگر نه پیرو ولایت فقیه هستم، نه ضد ولایت فقیه." 

 "و...." 

قضاوت کردن


ما برای انجام کارهای مختلف چاره ای نداریم جز این که در مورد افراد قضاوت کنیم. برای انتخاب همسر، برای عروس گرفتن، برای داماد گرفتن، برای انتخاب شغل، برای دوست گرفتن و و و. از جمله جاهایی که نیاز داریم در مورد افراد قضاوت کنیم فعالیت های سیاسی و اجتماعی است. 


می دانید که ما، آنگاه که داریم برای کارهای مختلف زندگی از جمله کارهای سیاسی و اجتماعی(براساس دین مبین اسلام)، در مورد افراد قضاوت می کنیم به کسانی که مشرک اند، کافراند، منافق اند، بهایی اند، اسلام التقاطی دارند(مثل مجاهدین خلق یا مثل لیبرال های جریان فتنه سال 88)، ضد ولایت فقیه هستند و و و حساسیت منفی داریم. حساسیت ما نسبت به این افراد بگونه ای است که اگر مردم ما بخواهند براساس دین خود عمل بکنند این افراد در جامعه، منفور و مطرود می شوند و از ادامه ی زندگی فردی خود  باز می مانند چه برسد به این که مثل این دهه های اخیر به مقامات بالای دولتی برسند یا نقش عوامل دشمن را در کشور ایفا بکنند.


در دوسه دهه ی اخیر عبارت"قضاوت نکنید" را به فراوانی شنیده اید. هر کس و ناکسی را می بینید وسط حرفش تکرار می کند که آقا! خانم! قضاوت نکن! البته عده ای از اینان که این حرف را می زنند  آگاهی از پشت پرده این سخن ندارند، ولی عده ای دیگر کاملا آگاهانه این عبارت را بکار می برند. این عبارت "قضاوت نکنید" را (که در جاهایی البته سخن حقی  است)  روشتفکران ما (اعم از دینی و غیردینی) بر سر زبان ها انداخته اند تا از آن اراده ی باطل کنند. توضیح این که اینها می خواهند خودشان و پیروان شان  درهر کسوتی اعم از کافر و ملحد و مشرک و منافق و مرتد و بهایی و التقاطی و غیره در میان مردم مسلمان حضور یابند و فعالیت بکنند و به هر پست و مقامی، به هر مال و متال برسند (و همه جا و همه کس را به فساد بکشند) و در عین حال، کسی به آنان نگوید کافر و ملحد و مرتد و مشرک و منافق و التقاطی و غیره. اینان  عبارت "قضاوت نکنید" را اشاعه دادند تا مردم اینها را به این نام های منفور و مطرود و ملعون ننامند و بساطشان را جمع نکنند. مردم اگر برعکس تشویق به قضاوت شوند اینان از ادامه حتی زندگی فردی باز می مانند چه برسد به این که فعالیت سیاسی بکنند و فرماندار و استاندار و وکیل و وزیر بشوند.

تقلید کردن

سوال: 

 تقلید کردن  خوب است، یا بد؟ 

پاسخ: 

 تقلید کردن هم خوب است و هم بد. 

تقلید کردن اگر به این معنا باشد که، هرچه "کارشناس و متخصص" گفت  قبول بکنیم (و به آن عمل بکنیم)، خوب و محمود است و اگر به این معنا  باشد که، "هر کس" هرچه گفت  قبول بکنیم (و به آن عمل بکنیم)،  بد و مذموم است. 

سوال: 

ما شیعیان که در "عمل به وظایف دینی" خود، تقلید می کنیم، به چه معنا تقلید می کنیم به معنای اول (تقلید خوب و محمود) یا به معنای دوم(تقلید بد و مذموم)؟ 

پاسخ: 

 ما  در "عمل به وظایف دینی" خود تقلید می کنیم، ولی به معنای اول (تقلید خوب و محمود)  تقلید می کنیم، نه به معنای دوم(تقلید بد و مذموم)؟  یعنی هرچه  "کارشناس و متخصص" دین ما یعنی "مرجع تقلید"  به ما گفت قبول می کنیم (و عمل می کنیم) یعنی "تقلید به معنای اول، تقلید خوب و محمود". ما به معنای دوم(بد و مذموم)  تقلید نمی کنیم، یعنی چنین نیست که هرکس هرچه گفت قبول می کنیم (و به آن عمل می کنیم).

نتیجه گیری:

 روشنفکران دینی ( در راس آن ها دکتر سروش) و دلبستگان به این روشنفکران، یعنی همه ی کسانی که  نسبت به اسلامی سیاسی و مراجع تقلید و ولایت فقیه و  فقها و علمای اسلام بی اعتنا هستند و تفکرشان التقاطی است ( بخشی از تفکرشان اسلام - اسلام فردی-  و بخشی از آن لیبرالیسم)، پیوسته، پیروان مراجع تقلید و ولایت فقیه و فقها و علما، یعنی علاقمندان به نظامی اسلامی را متهم می کنند که تقلید می کنند و چشم و گوش بسته حرف قبول می کنند و به حرف عمل می کنند. اینان در واقع با رندی تمام، معنای دوم تقلید را که بد و مذموم است  به ما، که تقلیدمان از نوع اول وخوب و محمود  (و تقلید از کارشناس و متخصص) است، نسبت می دهند.   

اسلام برخورد شدید و غلیظ هم دارد

- اسلام پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) اگرچه اسلام رحمت است،  برخورد شدید و غلیظ هم دارد.


- برخورد های شدید و غلیظ دین ما، فقط با کافرانی که در حال جنگ باماهستند هم، نیست.


- برخوردهای شدید و غلیظ دین ما، البته شامل لعن و نفرین هم می شود.


 - آیات قرآن و روایات، حکایت از برخی لعنت کردن ها و نفرین کردن ها و حتی به قتل رساندن ها دارد. برخوردهای شدید و غلیظ با کسانی که کافر، منافق، جانی، زانی و غیره بودند و در حال جنگ با حکومت اسلامی هم نبودند.


- شرایط و مراحل "امر به معروف و نهی از منکر" و "تولی و تبری" نیز لزوم  برخوردهای شدید و غلیط را ایجاب می کند، در حالی که امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری اختصاص به زمان جنگ و جهاد ندارد.


- این که برخوردهای قلبی و زبانی و یدی و غیره" متناسب با مقتضیات زمان و مکان باشد ایرادی ندارد، مثلا ایرادی ندارد به جای عبارت "مادرت به عزایت بنشیند" بگوییم مادرت بی پسر شود یا....


- دین اسلام، دین دفع هم است اگرچه بسیار بیشتر از دفع کردن، دنبال جذب است.


 - فقهای بزرگ دین ما حتی زمانی که حکومت را قبول نداشتند و با آن همکاری نمی کردند، اقتدار و سیطره دینی داشتند و برای زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی مردم حکم  صادر می کردند و احکامشان، هم حسنی بود و هم حسینی. 


- عملکرد جمهوری اسلامی ایران  حاکی از میلیون ها مورد رحمت و رافت حتی با دزدان و مختلصان و ظالمان و ستمگران و قاتلان و غیره به ویژه با مخالفان خود است.

آرمان های اسلامی امام خمینی(ره)

انقلابیون سال 1357 ایران یک گروه و دو گروه نبودند بلکه، 72 گروه بودند و هر گروه برنامه ی نصف و نیمه ی خودش را داشت.


 برخی از این گروه ها در طی سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون از عرصه ی سیاست کشور خارج شدند و برخی کماکان حضور دارند و تکلیف شان در سال هاب آینده روشن می شود.


 گمان من البته این است که هرچه زمان می گذرد از تعداد گروه هایی که از اسلام امام خمینی(ره) و اسلام آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی که همان اسلام ناب و اصیل است دور هستند کم می شود.


 از قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، اسلام امام خمینی(ره) بااسلام دیگران  متفاوت بود. اسلام امام، همان اسلام مراجع عظام و توده های دهها میلیونی مردم است که توانست اکثریت مردم را به میدان آورد  و موجبات پیروزی انقلاب اسلامی را فراهم آورد. 


امام خمینی در قبل و بعد از پیروزی انقلاب می گفت که ما دنبال تحقق آرمان های اسلامی هستیم. آرمان های ما نه آرمان های شرقی است و نه آرمان های غربی است.


 اسلام امام خمینی اگرچه ناگزیر بود پاسخ همه ی سوالات را و راه حل همه ی مشکلات را با گذشت زمان ارایه دهد، ولی اهداف و آرمان هایش کاملا روشن بود و با اهداف و آرمان های دیگر گروه ها فرق داشت. 


در اسلام امام خمینی هیچگاه دوستی با دشمنان قسم خورده دین خدا و استفاده از راه حل های مکاتب کفر و شرک برای حل مشکلات و مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جامعه ی اسلامی و مردم مسلمان نبوده و نیست.


 در عمل هم تاکنون این گروه های مختلف وابسته به غرب و شرق و التقاطی(بویژه آنانی که در مصادر امور بوده و هستند) آب را گل آلود کرده اند و مانع حل مشکلات مردم و کشور شده اند.


 در واقع علت عمده ی پرداخت هزینه های بالا  و سنگین در اداره ی جامعه اسلامی ما از جمله دزدی ها و اختلاس ها و دادن حقوق های نجومی و اندوختن ثروت های ده ها میلیاردی توسط دولتمردان و غیره را، باید در سپردن امور کشور به دست همین گروه های وابسته جستجو کرد نه نیروهای اسلام ناب و اصیل که همان اسلام امام(ره) و مقام معظم رهبری است.

آیا نفرین کردن گناه ندارد؟

آیا لعنت و نفرین کردن گناه دارد؟ در قرآن در چه مواردی لعنت و نفرین گناه دارد و در چه مواردی گناه ندارد؟ 


در قرآن مجید دربارة کفّار و منافقان و ابلیس و اذیّت کنندگان خدا و رسول خدا و مفسدان و قاطعان رحم و ستمکاران و ... لعنت و نفرین به کار رفته. مثلا دربارة کفار آمده : "خداوند کفار را لعنت و نفرین کرده و برای آن ها عذاب دردناکی را مهیّا نموده است".(1)


 بدون جهت مومنی را لعنت و نفرین کردن حرام است، ولی لعنت و نفرین بر ظالم و کافر وعده دیگری که در قرآن مورد لعن و نفرین قرار گرفته اند حرام نمی باشد.


1-  احزاب (33) آیه 64.

پیرامون منافقان امروز جامعه ی اسلامی ایران

آنچه روشن است این که: 

1- مخالفان ریز و درشت، ولی اسم و رسم دار نظام اسلامی ولایت فقیه، در سراسر کشور اسلامی، دیگر شانسی برای بازگشت به دامن اسلام و مردم مسلمان را ندارند. سیاهی تلمبار شده ی  قلب اینان، دیگر امکان پذیرش حق و حقیقت را به اینها نمی دهد. 

2- اینان هزاران دلیل روشن شما را نسبت به باطل بودن راهشان، پس می زنند و با توجیحاتی شیطان پسند، دل مرادشان را شادتر  و دل سیاه خود را سیاهتر می کنند 

3- برای اینان که نفاق شان بیشتر از نفاق همه ی مخالفان نظام اسلامی تاکنون است (از نفاق منافقین نشان دار گرفته تا نفاق گروه های کوچک و بزرگ دیگری که تاکنون در مصاف با نظام اسلامی شکست خورده و سرانجام شان یا مرگ بوده، یا حصر و حبس، یا خانه نشینی و یا پناه بردن به دامان اربابان خود در اروپا و آمریکا) راهی جز راه رفته ی دیگر مخالفان نظام اسلامی نیست: درگیری با نظام اسلامی و مردم مسلمان، مردن، حصر و حبس شدن، خانه نشینی و فرارکردن و پناه بردن به دامان دشمن. 

4- اینان وقتی کارشان به درگیری با نظام اسلامی و مردم مسلمان کشید(آرایی را که با فریب مردم بیچاره، به دست می آوردند،  دیگر نخواهند داشت و تعدادشان همان چند درصدی می شود که در واقع هستند) به سرعت به دست سلحشوران بسیج مردمی گرفتار و قبل از ذلت آخرت، به خواری دنیا گرفتار می شوند. 

5- شرایط مخالفان فعلی نظام اسلامی ولایت فقیه (اعم از برخی دولتمردان ظالم و ستمگر دولت یازدهم و سردمداران فکری غربزده آنها و فتنه گران ریز و درشت منافق در همه جای جامعه ی اسلامی)بسیار شبیه شرایط کسانی است که طی این 38 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در مصاف با مسلمانان اصیل و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت و ولایت فقیه، "درک اسفل" را بر "خیر دنیا و آخرت" ترجیح داده اند.

با حق بودن شایستگی می خواهد

آیا  شناخت "جریان حق" و شناخت "امام حق"، شایستگی نمی خواهد؟


 آیا بودن "درجریان حق"  و بودن "در زیر علم امام حق"، شایستگی نمی خواهد؟


آیا آنان که سالهای سال دنبال: 

 - افکار باطل شرقی و غربی و  

- روشنفکران غربزده ای  چون "سروش" و "بشیریه" و "ملکیان" و "حجاریان" و 

- نظریه پردازان  کشورهای امپریالیستی همچون "کارل پوپر" و "آیزایا برلین" و "هاناآرنت" و "جرج ارول" و

 - دنیا و مافیها (طی این سه چهار دهه ی بعد از انقلاب اسلامی)، 

بودند و هستند، شایستگی آن را دارند که: 

"جریان حق" و "امام حق" را بشناسند و  با "جناح حق"، پیرو "امام حق" باشند؟

نظام اسلامی فاسد نیست


نظام اسلامی یعنی نظام سیاسی ای که بر اساس دین اسلام تاسیس شده باشد و نظام اسلامی ایران چنین نظامی است.

 

 برای ارزیابی عملکرد نظام اسلامی ایران باید به ارزیابی عملکرد ولی فقیه و سازمان ها و نهادهای تحت امر او پرداخت، زیرا نظام اسلامی ایران، نظام ولایت فقیه است.

 

 به عبارت دیگر برای ارزیابی عملکرد نظام اسلامی باید به ارزیابی  عملکرد امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای و سازمان ها و نهادهایی که تحت امر آنها بودند و هستند پرداخت. باید عملکرد شورای نگهبان، مجلس خبرگان، سپاه پاسداران، ارتش جمهوری اسلامی ایران، بسیج سپاه، مردم پیرو ولایت فقیه و عملکرد دیگر حیطه های تحت امر ولی فقیه را ارزیابی کرد.

 

  نظام ولایت فقیه مشکلاتی داشته و دارد. مشکلات  نظام ولایت فقیه را در عرصه های مختلف، دانشگاهیان و روشنفکران غربزده، سیاست مداران و دولتمردان لیبرال و نئولیبرال، خواص بی بصیرتی که (بنظر مردم) صاحب گذشته ی درخشان هستند و غیره در داخل کشور و مجموعه ی کشورهایی که دست نشانده ی آمریکای جنایتکار هستند، بوجود می آورند.


 حدود 38 سال است که نظام ولایت فقیه در مقابل همه ی این مشکلاتی که توسط  عوامل داخلی و دشمنان خارجی بوجود آمده، دوام آورده،  بعلاوه صاحب نامی بسیار پرآوازه در سراسر دنیا شده است. 

 

 باید توجه داشته باشیم که پیروزی و موفقیت همه جانبه ی نظام اسلامی، با شکست همه جانبه ی دشمنانش همراه خواهد بود، لذا تا شکست نهایی دشمنان در داخل و خارج کشور نظام اسلامی مشکل خواهد داشت. مهم داشتن مشکل نیست.  مهم دوام آوردن در مقابل مشکلات و داشتن عملکرد قابل قبول است. این که عده ای دولتمرد لیبرال یا نئولیبرال فاسد یا اطرافیان آنها دزدی می کنند، اختلاس می کنند، مانع اجرای عدالت می شوند، به شعاعر اسلامی و انقلابی بی توجه هستند و غیره، نشان از فساد  آنان و اربابان شان دارد نه نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه. 

 

 امروز نظام ولایت فقیه سربلندتر از هر زمان دیگر در طول  عمر 38 ساله ی خود است. وجود فساد و مشکلات در کشور لزوما حاکی از فساد نظام سیاسی حاکم برکشور نیست چنان که حکومت علی علیه السلام با وجود همه مفاسد و مشکلاتی که دشمنان برای آن ایجاد می کردند در طول تاریخ هزار و چهارصد ساله ی بعد از آن  خوش درخشیده  و در آینده نیز خوش تر خواهد  درخشید.

بی انصاف ها

اینقدر از فساد نظام اسلامی گفت که خودش خسته شد. آخرش هم گفت: آقا تعجب دارد یک نفر مسوول را نمی توان نشان داد که فاسد نباشد.


گفتم: تو خودت آن یک نفر. تو چریک فدایی بودی. بعد از این که، گیرافتادی و باعث شدیم  توبه بکنی، شدی مسوول. بیست سال هم مسوولیت داشتی. چقدر هم، ادعا می کنی که این مدت را خدمت کردی! خب، نظام اسلامی طی این مدت دیگه مثل تو مسوول نداشته و دیگه مثل تو آمسوول ندارد؟ 


چقدر آدم می تواند بی انصاف باشد! نظام اسلامی اگر هم فساد  دارد(که نظام اسلامی ندارد) آن را مسوولین سطوح مختلفش بوجود آورده اند. یکی که خودش بیست سال مسوول بوده،  چقدر باید بی انصاف باشد که در مقابل فساد دولتمردان و مسوولان،  بجای سکوت کردن یا امثال خودش را فاسد دانستن، بیاید و فساد را به  اسلام و نظام اسلامی نسبت بدهد.

خوش خیالی

دوستی گفت: 

" آقا شما با اعتقادات مدلّل خودت می توانی به دهها نفری که در اطراف تو هستند کمک بکنید که به راه راست هدایت بشوند و جهنمی نشوند، ولی عملاً می بینید این کار شدنی نیست. هر کدام را که نگاه می کنید یک عالمه مشغله ی مزخرف  فکری و غیرفکری دارد که هم به اندازه ی کافی با آنها مشغول است و هم ان مزخرفات را اصل گرفته  و در مقابل حرف های مفید شما مقاومت می کند." 

 

 دوستی دیگر گفت: 

"همین طور که شما می گویید است، ولی نگو اینها جهنمی هستند. چه بسا خدای متعال مجموعه شرایط آنها را ببیند  و به آنها حق بدهد که جز آنی که هستند نباشند." 

 

گفتم: 

"بدا به حال آنها اگر مثل شما فکر بکنند و  خودشان را عاقبت بخیر هم بدانند." 

دوستی با دشمن و دشمنی با دوست حسب ادعا

متاسفانه قریب به اتفاق کسانی که در قبل و بعد از انقلاب اسلامی سال 1357، ادعای حمایت از  طبقات فرودست و  مستضعفین را داشتند اعم از چپ های مارکسیت(حزب توده، چریک های فدایی خلق، سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر، حزب دموکرات، حزب کومله و...) و چپ های اسلامی التقاطی(سازمان مجاهدین خلق، نهضت آزادی، آرمان مستضعفین، جنبش مسلمانان مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب مشارکت ایران اسلامی و...) حاضر شدند با نظام سرمایه داری مدرن، با کشورهای غربی به سرکردگی آمریکای جنایت کار، بطور مستقیم و غیر مستقیم همکاری بکنند ولی با نظام اسلامی  ولایت فقیه همکاری نکنند و  دشمنی بکنند.